انسان بهمثابه موجودی ممتاز در نظام هستی، دارای ساختار وجودی چندلایهای است که او را از سایر موجودات جاندار و بیجان متمایز میسازد. این پژوهش با رویکردی میانرشتهای و با تأکید بر انسانشناسی اسلامی، به بررسی ساختار وجودی انسان و ظرفیتهای منحصربهفرد او در برنامهریزی و آیندهنگری میپردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چه مؤلفههای وجودی، شناختی، و معنوی، انسان را قادر میسازند تا برخلاف سایر موجودات، با بهرهگیری از تجارب گذشته، مسیر آینده را بهصورت هدفمند طراحی کند؟ این پژوهش با روش تحلیلی- استنتاجی و با بهرهگیری از منابع فلسفی، کلامی، روانشناختی، و عصبشناختی، نشان میدهد که ظرفیت برنامهریزی و آیندهنگری در انسان، برآمده از تلاقی سه لایه وجودی است: نخست، ساختار عصبی- شناختی پیشرفته که در قشر پیشپیشانی مغز تجلی مییابد؛ دوم، قوه عاقله و اراده آگاهانه که در فلسفه اسلامی بهتفصیل تبیین شده است؛ و سوم، بُعد معنوی- فطری انسان که او را به سوی کمال و غایت وجودی سوق میدهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این سه لایه در تعامل با یکدیگر، ظرفیتی منحصربهفرد پدید میآورند که نه در موجودات بیجان یافت میشود و نه در جانداران دیگر به این سطح از پیچیدگی و هدفمندی میرسد. نتایج این پژوهش میتواند در حوزههای فلسفه تعلیم و تربیت، روانشناسی مثبتگرا، و اخلاق کاربردی مورد استفاده قرار گیرد.