دلالت حدیث «من مات» بر ضرورت وجودامام در هر زمان از دیدگاه مذاهب کلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

فارغ التحصیل سطح چهارجامعة المصطفی العالمیه

چکیده

حدیث  "من مات" از احادیث مورد پذیرش و بسیار مهم  در منابع شیعه و اهل سنت  است و در کتب معتبری همچون اصول کافی ،صحیح مسلم، مسند احمد بن حنبل وده ها منبع دیگر نقل شده است ، این حدیث از نظر سندی متواتر یا حد اقل مستفیض محسوب می شود و نزد علمای شیعه و بسیاری از علماء اهل سنت صحیح و حسن است، این حدیث بر چند نکته اساسی دلالت دارد که همه به مفهوم ضرورت وجود امام باز می گردند .وجوب معرفت امام ، عاقبت شوم بی معرفتی، وضرورت استمرار امامت با توجه به کلمه امام زمانه، از نظر امامیه این حدیث به روشنی دلالت بر وجوب وجود امام معصوم  در هر زمانی دارد، زیدیه هم مانند امامیه این حدیث را دلیل بر ضرورت وجود امام می دانند هر چند در اوصاف وشرائط امام با امامیه اختلاف دارند، اسماعیلیه نیز این حدیث را قویترین دلیل بر اثبات ضرورت امامت می دانند هر چند در مصادیق امام با  امامیه ختلاف دارند  و مذاهب  کلامی اهل سنت (اشاعره، ماتریدیه، اهل حدیث و معتزله) هر چند از نظر آنان امامت از فروع دین محسوب می شود  و امام را به معنای حاکم وخلیفه مسلمانان می دانند نه امام معصوم  ولی  دلالت حدیث بر ضرورت امامت را پذیرفته اند.تنها دو نفر از معتزله ویک نفر از زیدیه ضرورت امام را انکار و متکلم زیدی منکر دلالت حدیث بر وجوب وجود امام در هر زمانی شده است.بنابراین این حدیث به اتفاق تمام مذاهب کلامی بر ضرورت وجود امام برای جامعه اسلامی دلالت دارد هر چند در نوع  و ماهیت و اوصاف  امام اختلاف دارند.

کلیدواژه‌ها