در تاریخ عقاید مذاهب اسلامی، آموزۀ بداء، اصطلاحی در کلام شیعه است که به معنای آشکار شدن امری از خدای متعال برخلاف آنچه مورد انتظار بوده و یا ظهور بعد از عدم وجود خارجی چیزی از سوی موجودات برای او. بداء به معنای تغییر رأیی به رأی دیگر نیز به کار رفته؛ ولی با توجه به علم و مشیت ازلی خدای متعال در صورتی که بداء در معنای درست آن به کار نرود، مستلزم نسبت دادن جهل به اوست. به همین دلیل است که اعتقاد به بداء، منجر به چالش و معضلی شده که برای برون رفت از آن، تقریرهای مختلف از متکلمان و حکماء، ارائه شده است؛ شیخ مفید منشأ بداء را، فاعلیت و علم خدای متعال، تلقّی نموده و آن را همسان نسخ و تغییر در امور تکوینی و تشریعی دانسته و با تأویل بداء به ابداء، در پی یافتن مبنای عقلی و شرعی برای آن بوده است؛ وجود دیدگاههای مختلف در حقیقت بداء و عدم وجود اثر مستقل به این نام، مستلزم ضرورت نگارش این مقاله است. اکنون این پرسش به وجود میآید که تحلیل و نقد تقریر شیخ مفید در حقیقت بداء چیست و دیدگاه مختار در این زمینه، کدام است؟ برای پاسخ به چنین پرسشی، با بهره گیری از روش توصیفی، تحلیلی و انتقادی، یافتههایی بدست آمد و تقریر شیخ مفید در حقیقت بداء، تبیین، تحلیل و نقد شده است و سپس دیدگاه مختار در حقیقت بداء که عبارت است از ظهور بعد از عدم وجود خارجی چیزی از سوی موجودات برای خدای متعال و ادلۀ آن، تبیین گردید. نوآوری این مقاله از چند جهت است؛ تحقیق مستقل و مطابق با این عنوان، یافت نشده است. این مقاله با توجه به نسبتهای ناروا و بیاساس که از آموزة بداء به شیعیان داده شده و نشان دادن ریشههای این نسبتها و نحوة شکل گیری آموزة بداء با رویکرد جدید، ابداع دیدگاه مختار و با توجه به شبهات، تدوین شده است.