دراین مقاله مشتق اصولی ، موضوع بحث گرفته که مشتق اصولی به متلبس به مبدأ حقیقت است یا به اعم، قلم رو بحث مشتق درسراسرقرآن شریف، واحادیث، فقه، دید گاها ونظریه های علمای دین مشحون ازهمین الفاظ مشتق است، که باید معانی ومراد آن را بدانیم، اگرندانیم این همه متون ارزشمند دینی معنا ومرادش معلوم وآشکار نمی شود؛ ولی دراین مقاله بررسی می شود، که درمشتق از جهت که حقیقت به متلبس است یا به اعم، از این جهت مشتق درامامت وحکومت به ظالمان مورد بحث و مداقه قرارمی گیرد. هدف کلی از این مقاله برسی نقش مشتق، درمباحث فقهی ، اصولی در آیات وروایات مطرح است، که آیا مشتق حقیقت به متلبس به مبدأ است یا برای اعم است آیا بحث مشتق درزمانیات جاری است یا نیست، چه فرق بین مشتق اصولی ونحوی بر قرار است ، شرایط تحقق مشتق، اقسام مشتق، دیدگاه علماء،آیات وروایات، وحکم عقل به جهت تبیین مشتق مورد مداقه قرارگرفته است، که آیا مشتق در متلبس عنه المبدأ حقیقت است، یا برای اعم از متلبس به مبدأ وانقضا عنه المبدأ، حقیقت است، اگرمشتق به منقضی عنه المبدأ حجت باشد امامت به خلفاء نمی رسد؛ چونکه آن ها در گذشته ظالم بوده است، حق خلافت را ندارد، اگرمشتق به من قضی عنه مبدأهم حقیقت نباشد، باز هم خلافت به آنها نمی رسد، ازطریق واستدلال دیگر که خلافت آن قدرمهم است که وقتی از کسی ظلم ولویک لحظه صادر شد، همان صدورظلم کافی است که دیگرحق خلافت را نداشته باشد. روش بررسی این مقاله؛ بهصورت توصیفی تحلیلی انجامگرفته است.
پرسش اصلی: مشتق درنفی امامت وحکومت ظالمان چه نقش دارد؟. پرسش فرعی:
مشتق به متلبس به مبدأ حجت است یا به اعم حقیقت است ؟.
چند نوع تبلس وجود دارد؟.
بین مشتق اصولی ونحوی چه نسبت برقراراست؟.
در این پژوهش مشتق اصولی ازنظر آیه شریفه، روایات و دیدگاه علماء اقوال عماء مورد، مداقه علمی قرارگرفته است قول که مشتق از برای متلبس حقیقت است، قول حق شمردهشده است.