ادراکات حقیقی و اعتباری از دیدگاه علامه محمد حسین طباطبایی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دکتری رشته فقه و معارف اسلامی، گرایش کلام و استادیار جامعةالمصطفی العالمیه

چکیده

یکی از دیدگاه هایی که علامه محمد حسین طباطبایی (ره) در مباحث فلسفی مطرح نموده، نظریة اعتباریات است. ایشان برای اعتباری چند معنا ذکر میکند: معنای اول این است که؛ منظور از مفاهیم حقیقی همان معقولات اولیه است. در مقابل مفاهیم حقیقی، مفاهیم اعتباری که همان معقولات ثانوی هست. معنای دوم این است که؛ اعتباری در مقابل اصیل است، اصالت به معنای منشئیت ذاتی برای آثار است و در مقابل آن اعتباری به معنای منشئیت بالعرض یا بالتبع برای آثار قرار می گیرد. در معنای سوم؛ اعتباری به معنای آنچه وجود منحاز و مستقل ندارد، در مقابل حقیقی که وجود منحاز و مستقل دارد. معنای چهارم اعتباری این است که؛ مفاهیم حقیقی و نفس الامری، مفاهیمی هست که مصداق واقعی  دارد، چه مفهوم ماهوی یا معقول اولیه باشند، چه معقول ثانوی. در مقابل آن، مفاهیم اعتباری عبارت است از مفاهیم تصوری و تصدیقی که در خارج از ظرف عمل تحقق ندارد. ایشان ادراکات را به دو دسته تقسیم میکنند: ادراکات حقیقی و ادراکات اعتباری. علامه تمییز بین ادراکات حقیقی و اعتباری، یک امر لازم می داند. ادراکات و علوم حقیقی عبارت است از انکشافات و انعکاسات ذهنی واقع و نفس الامر مانند تصدیق به اینکه عدد چهار جفت و عدد یک نصف دو است. ادراکات و علوم اعتباری، فرض هایی هستند که ذهن به  منظور رفع احتیاجات حیاتی، آنها را ساخته و جنبة قراردادی و فرضی و اعتباری دارند و با واقع و نفس الامر سروکاری ندارند مانند حسن عدالت و قبح ظلم. از دیدگاه علامه، اعتباریات چند ویژگی دارد؛ اعتباریات، دسته ای از آگاهی ها است که جای تطابق آن وهم است. اعتباریات، تابع احساسات درونی می باشد و با از میان رفتن آنها از میان می رود و با تبدل آنها متبدل می شود. هر اعتباری دارای حقیقتی است. مراد از حقیقتی که هر اعتباری دارد، همان حقیقت خارجی است که مفهوم اعتباری از آن اخذ شده است؛ مانند مفهوم اعتباری ملکیت که از مفهوم ملکیت حقیقی گرفته شده است. علوم اعتباری درحالیکه غیر واقعی هست اما بدون آثار خارجی نخواهد بود و دارای آثار واقعی هست. اعتباریات، برهان را نمی پذیرد و صدق و کذب بردار نیز نیست. ممکن است علم اعتباری، علم اعتباری دیگری را تولید کند و به واسطة ترکیب و تحلیل، کثرتی در آنها پیدا شود. علامه (ره) منشأ ادراکات اعتباری را، احتیاج بشر به تشکیل اجتماع می دانند. دیدگاه اعتباریات، پیش از علامه نیز مورد بحث قرار داده شده است. اما علامه از آن به صورت منظم بحث کرد. در این میان برخی به علامه نسبت نسبی گرایی دادند. اما واقعیت این است  که علامه مطلق گرا است نه نسبی گرا و ایشان از اعتباری بودن حسن و قبح تفسیر دقیقی ارئه می کند که فهم آن دقت و تدبر عمیق می طلبد.

کلیدواژه‌ها