«امامت»، اصل بنیادین و مابهالجمع میان مکتب عرفانی و تشیع است. این اصل، به دلیل اهمیت و تأثیرش در سرنوشت جهان اسلام و مسلمانان، و نیز به خاطر کاربردهایش در فرهنگ و تمدن اسلامی و پیوندش با نبوت، ولایت و خلافت، از همان آغاز مورد توجه اندیشمندان مسلمان بوده، و به تبع بحث امامت، همواره باعث اختلاف و درگیریها شده و پیوسته مورد مناقشه علماء، محدثان، فقها، و متکلمان است. به تبع بحث «امامت» مباحث «ولایتتکوینی» و «ولایتتشریعی» نیز، یکی از پردامنه دارترین مسائلی است که پیوسته ذهن اندیشمندان اسلامی را به خویش مشغول داشته است. اهلسنت، با استناد به بلوغ فکری مردم، همۀ وقایع تاریخی، آیات و احادیثی که به نوعی مسأله ولایت و امامت را مطرح میکند، توجیه مینمایند و متفکران شیعی، با تکیه به آیات، روایات، متون تاریخی، و تفسیری، به اثبات «ولایتتکوینی» و «ولایتتشریعنی» پرداختهاند. جستار حاضر، با توجه به موقعیت امروزین این مباحث، آن را، در آیات، روایات، متون تاریخی و تفسیری با تأکید بر منابع اسلامی، کاویده است.