مقاله پیش رو، بطور عمده چهار نظریه پیرامون مسئله امامت را به برسی نشسته و در نهایت، دو نظریه(بیعت، شورا و نص و نصب)را معیار اصلی اثباط و نفی مسئله امامت قرار داده است. عمده ترین دلایل گزاره بیعت و نص، منابع اصیل اسلامی مانند کتاب، نقل و عقل است. تحقیق حاضر، با استفاده از مِتُد مقایسه- تطبیق، سعی نموده نظریه ای برتر و اقرب به صواب را تقویت کرده و در نهایت، آن را برگزیده و ترجیح دهد. بر اساس تحقیق و تفحص انجام شده از سوی نگارنده و دلایل موجود از آیات قرآن، احادیث نبوی و دلایل عقلی، رجحان نظریه ای تص و نصبِ خلیفه پیامبر، قابل اثبات است. بدین معنا که، اگر بخواهیم با دیدِ عاری از تعصب و پیش داوریهای معمول در بین فریقین، به قضیه نگاه کنیم، آیات قرآن، احادیث نبوی و دلایل عقلی، مانند(قاعده لطف، بطلان دور و تسلسل و لزوم استمرار شئونات و خصایص منحصر به فرد پیامبر، در جانشین آن و..) بخوبی نشان میدهد که خلیفه پیامبر باید دارای خصایص، شایستگیها و ویژگیهای منحصر به فردِ باشد که از توان انسانهای عادی بیرون است.
به پیروی از درک عمیق و همه جانبهی بحث امامت، لزوماّ و و بقدر نیاز، ویژگیها و خصایصِ خاص خلیفه پیامبر نیز، در این مقال، مورد دقت و کنکاش قرار گرفته است.
ضرورت پرداختن به خصایصی خاص خلیفه پیامبر، از تلازم میان جانشین پیامبر و شایستگی های منحصر به فرد ناشی میشود: بعارت واضحتر، کسی که بخواهد جانشین پیامبر در روی زمبن باشد، باید دارای خصایص و ویژگیهای منحصر به فردِ مانند( عصمت، علم فرابشری و علم لدنِّی)باشد. این نکته(خصایص و ویژگیها)در فرازهای از دلایل کتاب، سنت و عقل کاملا مشهود و بعضا به آن تصریح شده که گاهی آن را تحت عنوان علم لدنِّی ، باری به صفت علم الکتاب و بعضاً در قالب عصمت، مطرح کرده است. فرضیهای تلازمِ بین عصمت و جانشینی پیامبر که شیعیان روی آن تاکید و اصرار دارند، از همینجا ناشی میگردد.